السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
172
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
ابن لهيعة و ديگرى حديثى روايت كرده است كه ما از آن حديث همان مقدار كه نيازمنديم نقل ميكنيم گويد : بطواف خانهء كعبه بودم كه ديدم مردى ميگويد : بار الها مرا بيامرز و گمان ندارم كه بيامرزى ، او را گفتم : اى بندهء خدا از خدا بپرهيز و چنين سخن بر زبان ميار ، كه اگر بشمارهء قطرههاى باران و برگ درختان گناه داشته باشى و از خدا آمرزش بخواهى خدايت مىآمرزد كه او آمرزنده و مهربان است گويد : مرا گفت بيا تا سر گذشت خودم را براى تو بيان كنم بهمراهش رفتم ، پس گفت : بدان كه من جزو همان پنجاه نفرى بودم كه سر بريدهء حسين را بشام ميبرديم برنامه چنين بود كه چون شب ميشد سر را در صندوقى مينهاديم و خود بر گرد آن نشسته و بشرا بخوارى و ميگسارى ميپرداختيم شبى رفقاى من همگى مىخورده و مست شده بودند و من نخورده بودم چون تاريكى